گفتمان های غالب جامعه مدني(۱)

 

گفتمان های غالب جامعه مدني(۱)

 

جامعه مدني يكي از بحث برانگيزترين مفاهيم فلسفه سياسي است . ايده  جامعه مدني در فلسفه سياسي ليبرال يك ايدة قديمي است و ريشه در قرون  گذشته دارد (۱ ) . مع هذا آنچه در بررسي اين مفاهيم در نظر است ، معاني خاص آنهاست . رواج ويژه جامعه مدني ، غالباً به انديشه‌هاي سياسي متفكران اروپايي قرن هفدهم ، به خصوص هابز ( رساله لوياتان ) و جان لاك ( دو رساله در باب حكومت) باز مي گردد . در نزد هابز و لاك ، جامعه مدني ناظر به جامعه اي است كه در آن علاوه بر حاكميت قانون در حوزه عمومي ، حوزه حقوق اختصاصي افراد نيز برقرار مي گردد . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

از ديدگاه هابز ، آنچه بيشتر اوقات بر بيشترين تعداد افراد بشر تسلط دارد ، عقل نيست ، عاطفه است و نيرومندترين عواطف نيز ترس از مرگ است ( ۲ ) . لذا آدمي به منظور صيانت ذات ، بالطبع خودخواه و خودپرست است . او برانگيخته اميال خودپسندانه‌اي است كه نيازمند ارضاء و كاميابي است . تصوير زندگيِ انسانِ طبيعي ، يا به قول هابز «‌تصوير زندگي در حال طبيعي » خشن ، حيواني ، زشت و كوتاه است . لذا چنانچه آدميان بخواهند باقي بمانند ، چنين وضعي نمي تواند به طور نامحدود ادامه يابد ، بنابراين براي رهايي از وضع طبيعي ، آدمي به جامعه مدني رو مي‌آورد .

  بر خلاف ديدگاه هابز ، انديشه لاك ، تهي از باورهاي بدبينانه نسبت به طبيعت آدمي است . از ديدگاه لاك ، انسان در وضع طبيعي ، داور مشتركي براي همه افراد اجتماع ندارد و در منازعات ، هر فرد داور خويش و مجري عدالت است . پس جامعه مدني از نظر لاك وقتي به وجود مي آيد كه عده اي از آدميان با هم گرد آيند و هر يك از حقوقي كه در وضع طبيعي دارند ، درگذرند و اين قدرت را به دست اجتماع بسپارند . بنابراين جان لاك ، تأسيس جامعه مدني و سياسي را بهترين درمان نابساماني هاي ناشي از وضع طبيعي دانسته است كه در آن انسانها با صرف نظر كردن از آزادي ، مالكيت و ديگر حقوق طبيعي خود ، از آزادي و حقوق مدني بهره مند مي‌شوند . به عقيده وي حكومت و نيز قدرت فردي هر دو بايد در جامعه مدني محدود باشند.

   با ژان ژاك روسو ، نظريه جديد حقوق فطري وارد مرحله تازه اي مي شود . روسو به جاي قانون فطري ، قانون عقل را  مي گذارد كه نظريه« اراده جمعي » مبيّن آن است. به اين دليل ، به نظر روسو ، قرارداد اجتماعي ، به هيچ وجه پيمان انقياد نيست ، بلكه پيماني است كه برای« مشاركت » و « همكاري » ميان افراد جامعه تدوين مي گردد . بدين ترتيب ، فرد متعلق به جامعه مدني از هيچ كس پيروي نمي كند ، مگر از اراده جمعي كه حاصل جمع اراده هاي فردي است . بنابراين آزادي عبارت است از فرمانبرداري از قانوني كه خود شخص براي خودش وضع مي كند و آزادي در گوهر خويش همانا قانونگذار خود بودن است ( ۳ ) .

  در قرن نوزدهم ، زنجيره فكري ديگري در خصوص جامعه مدني به طور عمده توسط هگل و ماركس پديد آمد . به نظر هگل ، جامعه مدني شامل دنياي خصوصي افراد و منافع و فعاليت هاي آنها مي شود و در نتيجه خارج از حيطه دولت قرار دارد . در نظر هگل ، پيروزي انقلاب فرانسه ، پيروزي « جامعه مدني » بر ساخت و بافت فئودالي گذشته است . لذا جامعه مدني ، نظام وابستگي متقابل است . اين وابستگي در تقسيم كار متجلي مي شود كه پاسخگوي نظام احتياجات و نيازهاست و ثروت عمومي را افزايش مي دهد . با التفات به تفسير هگل بود كه ماركس بر اين عقيده پافشاري كرد كه جامعه مدني چيزي جز يكسري امتيازات حقوقي شكل و ظاهري براي تمام شهروندان ، اما واقعي و عيني براي تنها يك طبقه يعني بورژوازي نيست . حقوق منتج از جامعه مدني ، به جز آزادي عمل طبقه بورژوا و براي استثمار طبقه كارگر چيز ديگري را در خود ندارد .

  انديشه جديد جامعه مدني ، در آثار يورگن هابرماس نيز تبلور يافته است . در حالي كه هدف ماركس ايجاد يك جامعه كمونيستي بود كه در آن كار تحريف نشده انساني ، براي نخستين بار بوجود آيد ، هدف سياسي هابرماس ، جامعه اي است كه در آن ارتباط تحريف نشده برقرار گردد . نقطه پاياني فراگرد مورد نظر هابرماس ، يك جامعه عقلاني و داراي نظام ارتباطي است كه در آن ، افكار ، آزادانه ارائه مي شوند و در برابر انتقاد حق دفاع دارند .

   مفهوم و معناي جديد جامعه مدني در ربع آخر قرن بيستم ، دربرگيرندة گروه ها، انجمن ها ، نهادها و تشكل هايي است كه به منظور بررسي و نقد مسئوليت پذيري دولت ، شكل مي گيرد . در گفتمان حاضر ، جامعه مدني به معناي افزايش پاسخگويي دولت نسبت به عملكرد خويش و عنايت به حقوق شهروندان است . بنابراين جامعه مدني در معناي كنوني ، نه بخشي از دولت كه در پي احقاق حقوق مردم مي باشد ، بلكه به عنوان نهادهايي خارج از ساختار دولت است كه درصدد باز ستاندن حقوق اوليه شهروندي از دولت است . بنابراين ويژگي هاي جامعه مدني بر مبناي انديشه جديد شامل موارد ذيل خواهد بود :

1ـ دفاع از آزادي انسان

2ـ رعايت حقوق شهروندان / منطقه اي ، ملي و بين المللي

3ـ وجود انجمن ها ، نهادها و گروه هاي اجتماعي خودجوش و نيرومند

4ـ گسترش عقلانيت تفاهمي

5ـ محدود شدن قدرت دولت

6ـ حاكميت قانون

7ـ اعتماد فراوان شهروندان نسبت به يكديگر و همبستگي سياسي

8 ـ رشد و توسعه اقتصاد آزاد

 در گفتارهای آينده خواهيم کوشيد به تبيين  جامعه مدنی ، تحت  گفتمانهای مجزای زير بپردازيم :

۱- گفتمان کلاسيک جامعه مدنی (هابز و لاک)

۲- گفتمان روسو از جامعه مدنی به عنوان اولين منادی تمايزجامعه

مدنی از دولت

۳- گفتمان قرون ۱۹ و  ۲۰ جامعه مدنی  (هگل ، مارکس ، گرامشی ، هابر ماس)

۴- گفتمان معاصر جامعه مدنی 

/ 12 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohsen ghaderi

خيلی خوب می نويسی محمد جان. کوتاه ،چکيده و روان.چشم به راه کارهای ديگه تو هستيم.راستی نوشته ای درباره سينما و آموزش نداری؟يا هنر و آموزش؟

حسام الدین

دوست عزيز وبلاگ خوبی داري-خوب می نويسی-مطالب آموزنده ای رو هم می خواهی انتقال بدهی. فقط اگر يک نکته رو امکان داشت اعمال بکنی بهتر هم می شه. ببين من توی مدل صفحات وبلاگت گم شدم. يکم راه و چاهش رو سر راست تر کنی بهتر از اين که هست می شه. موفق باشی. خوشحال هم می شم نظرات شما رو با توجه به سابقه درخشانتان در مورد وبلاگم بدونم . پاينده باشي

زهرا محب

در همه حال موفق باشيد بيرجند

پيام آوران سگال

سلام دوست عزيز دانستن حقوق شهروندی يکی از مهمترين مسائل جامعه است. که بايد خوب دانسته شود و قابل انتقال به تمامی اقشار باشد. مباحث را می‌بايد در اشکال مختلف بصورت تئوری و گاها مقايسه با رويدادی های درونی نگاشت تا بتوان پیوند بین ذهن و عمل زودتر حادث گردد./پاینده باشی

فرزندان اندوه...

_<_ تا درد نباشد ، هیچ هدفی به واقعیت تبدیل نخواهد شد . این درد است که انگیزه را برای آدمی ایجاد می کند ، این درد است که باعث می شود مردم مصر بر خلاف دیگر ملیت ها ، بتوانند حکومتی را ساقط کنند . اگر درد نباشد ، انگیزه ای برای موفقیت ، پیروزی و رسیدن به خواسته ها وجود نخواهد داشت . --\.:|

فرزندان اندوه...

>|___ تا درد نباشد ، هیچ هدفی به واقعیت تبدیل نخواهد شد . این درد است که انگیزه را برای آدمی ایجاد می کند ، این درد است که باعث می شود مردم مصر بر خلاف دیگر ملیت ها ، بتوانند حکومتی را ساقط کنند . اگر درد نباشد ، انگیزه ای برای موفقیت ، پیروزی و رسیدن به خواسته ها وجود نخواهد داشت . "-:-/--/

یک وبلاگ نویس

بترسیم از روزی که کشتن انسان ها لذت بخش شود ! طالبان ، این ویروس و میکروب سیاسی که توسط سیاست مداران آمریکایی ساخته و در حیاط خلوت آمریکا پرورش یافت ، روزانه جان چندین انسان بیگناه را در افغانستان می گیرد و به کار خود برچسب وطن پرستی می زند ! قلمداد کردن طالبان افغان در گروه “ابلهان و جاهلان” کار آسانی است ، برای اینکه تمامی شواهد اثبات می کند که طالب ها از داشتن عقل عاجز هستند و طوری ذهنشان شستشوی مغزی شده که چاره ای جز کشتن و منفجر کردن خود ندارند. حمله به مدارس ، پایگاه های پلیس ، اتوبوس ها و جاده ها اعمالی هستند که طالبان به آن افتخار می کند . گذشته از اینکارها ، سربریدن افراد بیگناه توسط طالبان افغان یک نوع شجاعت محسوب شده و نشان از غیرت وزین پشتونها دارد !

آزاد

سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید بروز هستم ، فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید. پیروز باشید آدرس وبلاگ چشمه ریگی | http://blog.cheshmehregi.com

آزاد

سلام دوست گرامی ، چشمه ریگی با یک مطلب جدید بروز شد . اگر فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید. بازهم تاکید می کنم که اگر فرصت داشید ..در غیر این صورت می توانید این دیدگاه را نادیده بگیرید . پیروز و سربلند باشید چشمه ریگی | http://blog.cheshmehregi.com

آزاد

سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید بروز هستم ، فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید. موفق و سربلند باشید چشمه ریگی | http://blog.cheshmehregi.com/